هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
31
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
خواهش طرفين واسطهء صلح گردند . » « 1 » شاه قاجار دخالت انگليس را در اين خصوص بىمورد دانست و چون مأموريت سر هنرى اليس با شكست مواجه گرديد ، در نتيجه به دستور پادشاه ايران به خدمت مستشاران نظامى انگليس در ايران ، از جمله اليوت دارسى تاد خاتمه داده شد . محمد شاه در 19 ربيع الثانى 1253 ه . ق . در رأس سپاهى عازم هرات گرديد و پس از شكست كامران ميرزا موفق شد اين شهر را به محاصره درآورد « 2 » ، اما با دفاع سرسختانه مدافعين شهر مواجه شد و چون كارشناسان نظامى انگليس ، به يارى كامران ميرزا شتافته بودند ، شاه در 14 ربيع الاول 1254 ه . ق . رسما عدم رضايت خود را به سفير بريتانيا متذكر شد و مكنيل « 3 » نيز قطع روابط سياسى ايران و انگليس را اعلام و سريعا در 7 ژوئن 1838 م . به تهران بازگشت . با تهديد نظامى لندن و اولتيماتومى كه كلنل استودارت « 4 » به ايران داد ، مبنى بر آغاز رسمى جنگ با ايران ، و كنار كشيدن امپراتور روس از پشتيبانى شاه بيمار ، وى در 19
--> ( 1 ) . آرشيو اسناد وزارت امور خارجه ، 1324 - 1249 ه . ق . ، صندوق 1 ، پوشه 12 . ( 2 ) . رقابتهاى روس و انگليس در ايران و افغانستان ، 56 ، ناسخ التواريخ قاجاريه ، 2 / 59 . ( 3 ) . سرجان مكنيل , ( Sir John McNeill ) تولد : 12 اوت 1795 م . ، مرگ : 17 مه 1883 م . جراح ، عضو هيئت همراه سرجان مالكوم در 1810 م . وى سپس در مقام پزشك جراح به هيئت نظامى بريتانيا در تهران پيوست . مكنيل در ژانويه 1821 م . بهعنوان دستيار جراح و جانشين دكتر شارپ ، مأمور همكارى با هنرى ويلاك و بعد از وى با سرجان مكدونالدكينير گرديد و در 1824 م . دبير موقت هنرى ويلاك و در 1830 م . موقتا به سمت دستيارى سروان كميل منصوب شد . در 30 ژوئن 1835 م . بهعنوان دبير سفارت مأمور عرض تبريك جلوس محمد شاه گرديد و در 25 مه 1836 م . بهعنوان فرستادهء ويژه و وزير مختار بريتانيا در ايران ارتقا يافت . پس از مخالفت شاه با نصايح مكنيل و اصرار در تصرف هرات از لشكرگاه ايرانيان خارج شد . بعد از برقرارى مجدد رابطه دو كشور ، از سوى شاه به گرمى پذيرفته شد و در 28 اكتبر 1841 م . قرارداد بازرگانى منعقد گرديد و تا 2 مه 1842 م . در تهران به مأموريت سياسى اشتغال داشت . ( ديپلماتها و كنسولهاى ايران و انگليس ، 108 - 109 ) . ( 4 ) . سروان چارلز استودارت , ( Captain Charles Stoddart ) كه بين سالهاى 1806 - 1842 م . مىزيست . وى در سال 1835 م . بهعنوان دبير نظامى سر جان مكنيل به ايران آمد . فرمانده اسكورت همراه مكنيل از 10 مه 1836 م . تا 17 ژوئن 1842 م . او در ژوئن 1838 م . بههمراه سرجانمكنيل از هرات خارج شد و در ماه ژوئن براى رساندن پيغام مكنيل به نزد شاه فرستاده شد . وى در سال 1842 م . كه مخفيانه در بخارا جاسوسى مىكرد ، براى اينكه جان خود را از خطر نجات دهد ، مسلمان شد و نامش را ملا مؤمن نهاد ، اما سرانجام به دستور امير بخارا در زندان شهر به قتل رسيد . ( سفرنامهء ميتفورد ، 48 ؛ تاريخ روابط سياسى ايران و انگليس ، 2 / 480 ؛ شرح مأموريت آجودانباشى ، 174 ؛ ديپلماتها و كنسولهاى ايران و انگليس ، 24 ) .